انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

بوی خاک نم دار

درام منظم باران روی شیشه

بطری های خالی مشروب

سیگار های تا ته کشیده

اتاق تاریک

و این اهنگ لعنتی ...

پیرم کرد رویای هر شبت ...

 ....

+ چه جانِ سگی دارد

شعر

وقتی , تمامِ نبودنَت را

درد می کشد ...

افشین صالحی

 

+[ تاريخ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

لعنت به تمام کسانی که تو نیستند

ولی

عطر تو را می زنند !

+[ تاريخ پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

شمع

عود

موسیقی

آب انگور

میوه

فالش نوازی شُش های تو ...

+[ تاريخ پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

تو زندگی به هیچ چیز زیاد  اعتماد نکن ، حتی سایه ات ، که جاهای تاریک تنهات میزاره ... !!!

 

+ امشب خیلی تنهام !

+ میشه یکی بیاد برام اهنگ " مرد من " سیمین غانم رو بزاره ؟ بشین تنگه دلم با هم گوش کنیمش ؟

+[ تاريخ یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

دارم میرم خونه شون ... بعد از 7 ماه ... خیلی وقته دوست داشتنم تبدیل شده به نفرت ...

نصف وجودم میخواد بره و سینه سپر کنه جلوش که ببینه بعد از رفتنش شدم همون ف ر و غ ی که بودم اون نخواست ... ببینه سر بلند تر و مغرور تر از قبلم ... میخوام ببینه بدون اون تازه دارم زندگی می کنم و یه نفر رو دارم که حاضر برام جون بده و حاضرم دنیامو به پاش بریزم ...

اما نصف دیگه م نمیخواد بره ... نمیخواد با خاطره هاش روبرو شه و دوباره یادش بیاد 6 سال از زندگی شو آسون تر از تصور همه تون باخته ... از لحظه های با اون بودن پشیمون و بیزارم ...

اما میرم تا ببینه ف ر و غ تازه داره نفس میکشه !

میرم تا نفرت رو تو چشام بخونه ! میرم . تموم خاطره هامو بالا میرم روش و سبک تر از همیشه بر میگردم !

+[ تاريخ شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

انگار

وقتی مرا می بوسیدی

بغض هایت را در حنجره ام جا گذاشته ای .

+[ تاريخ جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

آبان است

آسمان صاف است

اما برف میبارد ...

 

+ بارش اولین برف پاییزه / زمستانه

+ پشت شیشه برف می بارد

دستی در سکوت سینه ام

دانه ی اندوه می کارد .

فروغ فرخزاد

+[ تاريخ سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ساعت ٥:٥٩ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

آغوش تو
مترادف امنیت است
آغوش تو
ترس های مرا می بلعد
لغت نامه ها دروغ می گفتند
آغوش تو
یعنی پایان سر درد ها
یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها
آغوش تو یعنی "من" خوبم!
بلند نشوی بروی یکوقت!
بغلم کن
من از بازگشتِ بی هوای ترس ها
می ترسم

مهدیه لطیفی

+  وقتی کلمه های خودت نمیتونن بیان کنن حال و روزت رو دست به دامن کلمه های دیگران میشی ...

+[ تاريخ دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

پاییز پشت پنچره

سیگارهای پشت هم

بخارهای چایی های پر رنگ ...

فریادهای بی انتهای رضا یزدانی توی آلبوم ساعت فراموشی ...

افکارهای درهم !

 

+ بخرید و گوش کنید ! ارزشش رو داره !

 

+[ تاريخ جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

غم

رد نگاه توست

در ازدحام خیابان ها ،

وقتی

هیچ مردی من نیستم !

 

رضا کاظمی .

 

+  این اهنگو دوست دارم !

+[ تاريخ جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

از کابوس هایم می ترسم ...

امشب نه شمارش ستاره ها مرا به خواب میبرد نه هم صحبتی با گوسفند های چوپان پیر .

یکی مرا از شر این کابوس های لعنتی رها کند ...

 

+ سگ ها هم کابوس می بینند ؟؟ یا ترس های من واگیر دارد ؟؟

+[ تاريخ چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

وقتی میگویی فردا نمی آیی

این آفتاب لعنتی طلوع که نمیکند هیچ

غروب هم نمیکند .

مثل حال من دچار گرگ و میش میشود .

+[ تاريخ دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

باید کت را از جارخت قدیمی برداشت

نیم بوت ها را پوشید

و راه تلخ ترین کافه ی جهان را در پیش گرفت !

زیر نگاه های عابران متعصب

سوت زد

و

سیگاری آتش کرد !

+[ تاريخ شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

متنفرم

از تمام مردان هرزه ی این شهر !

+[ تاريخ پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

اولین باران پاییزی ...

دلم کافه میخواد با قهوی های تلخ

همون میز دو نفره ی همیشگی

با تو

زود تر بیا ... !

+[ تاريخ پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

خستگی هایم با تو محو می شود .

انگار حقیقت دارد جوانی دوباره در پاییز ...

عاشق افسانه ها شده ام ...

+[ تاريخ سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()