انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

سیگارم روشن کردم با اولین پک تمام محتویات معده مو بالا اوردم روی کاغذای سیاه و سفید پخش شده روی زمین.
بار دارم .
صورتم می شورم.
توی ایینه زل میزنم تو رو میبینم یه زن سفید لاغر اندام با موهای پر کلاغی لخت . موهات ریختی روی صورتت دست میبرم توی ایینه با لمس موهات ناپدید میشی.بالا میارم توی دست شویی بی لک و سفید ...
از خونه میزنم بیرون سیگارم روشن میکنم . از دور یه زن سفید لاغر اندام با موهای پر کلاغی لخت با ال استارای سفید بهم نزدیک میشه. توی صورتم می خنده و از کنارم عبور میکنه . سرم روی شونه هام می چرخه و در امتداد مسیر حرکت زن از حرکت می ایسته . زن نیست . بالا میارم روی گلای شیپوری همسایه...
توی ایستگاه اتوبوس یه زن سفید لاغر اندام با موهای پر کلاغی لخت با ال استارای سفید کنارم نشسته . لاک خاکستری زده.روی نیمکت راه راه بالا میارم و زن محو میشه و من همه چیو خاکستری میبینم .
راه میرم صدای سر سام اور باد عبور ماشیینا دیونم میکنه . یه پراید مشکی یه کم جلوتر از من نگه میداره راننده ش یه زن سفید لاغر اندام با موهای پر کلاغی لخت با ال استارای سفید و لاک خاکستری و مانتوی سفید که یه شلوار لی ابی پاش . لباش به صورتی مات میزنه و شبیه دوتا خط موازی . سوار میشم . توی گوشم یه اهنگ نامفهومه . با سرعت میرونه حرف نمیزنه . همه جا ساکت و توی گوشم پر از کلمات نا مفهومه...
اتوبان پر نورای سفید و خاکستری . نزدیک یه پرتگاهیم با سرعت میرونه از لبه ی پرتگاه رد میشیم . زن محو میشه . کف ماشین بالا میارم . ماشین محو میشه . توی هوا معلقم . بالا میارم ته دره . سقوط می کنم ...
از خواب می پرم . سیگارم روشن کردم با اولین پک تمام محتویات معدمو بالا اوردم روی کاغذای سیاه و سفید پخش شده روی زمین.
بار دارم .
صورتم می شورم.
توی ایینه زل میزنم تو رو میبینم یه زن سفید لاغر اندام با موهای پر کلاغی لخت...

27/3/91

+[ تاريخ چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

بهای گزافی دارد

سفید شدن هر تار مویم ...

+[ تاريخ چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()