انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

من .

اتاقی که بوی تو را میدهد .

+[ تاريخ دوشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

پایین کشیدن شلوار تو توسط من دلیل بر ان نمی شود که تو هم می توانی شلوار مرا پایین بکشی . اغاز من با اغاز تو متفاوت است . اما پایان مشترکی خواهیم داشت . یک پایان خوب .

+[ تاريخ یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

ای کاش تو برادر من بودی آن گاه هر جا تو را می دیدم می توانستم تو را ببوسم بدون آن که رسوا شوم تو را به خانه ی مادرم می آوردم تا در آنجا به من محبت را بیاموزی در آنجا شراب خوش طعم و عصاره ی انار خود را به تو می دادم تا بنوشی دست چپ تو زیر سر من می بود و دست راستت مرا در آغوش می کشید .ای دختران اورشلیم!شما را قسم می دهم که مزاحم عشق ما نشوید.

کتاب مقدس-غزل غزلهای سلیمان

+[ تاريخ یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

هر بار که عاشق می شد از سوراخ چپ دماغ ش خون جاری می شد
+[ تاريخ دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

شب . من . وانتی قرمز . کلاه کابویی . چکمه . مکزیک . بیابان . مرز . محموله های کوکایین . اسلحه . زن . گرده های کوک روی بینی . بیابان . شب . مرز . محموله های کوکایین .

+[ تاريخ دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

این زمستان بگذار تنها گرمای خانه ات نفس های من باشد

+[ تاريخ دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

گاه زنی لازم است برای سکس های بی ارگاسم

+[ تاريخ دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

شبیه درخت های توی بلوار پلاستیک کشیده بودند دورش که از سرما یخ نزند . روی گردنش یک طناب زرد بسته بودند . زرد شبیه قناری های رضا . نشانده بودنش روی صندلی و ارام زیر گوشش نجوا می کردند . می لرزید . لب هایش شکل کلمه می گرفت اما صدایی نداشت . می لرزید و چشم هایش از حدقه بیرون زده بودند . با هر نفس هوای داخل پلاستیک را می بلعید . کسی یک سر طناب را کشید . هوای داخل پلاستیک خالی شد . لزره ها به رقص های بی الگو تبدیل شدند . شبیه رقص درخت ها در باد که به سقوط می انجامد .

+[ تاريخ دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

شاید روزی به این نتیجه رسیدیم که مرگ بهترین گزینه است . انگاه با سم های حل شده در گیلاس های شراب و شاید چند لیوان اب پرتغال/پرتقال برای چند کودک داشته و نداشته مان سر میز نشستیم و اخرین شام را با هم خوردیم .

+[ تاريخ دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

چرا باید از خدا تشکر کرد ؟
او هر کاری که دوست دارد انجام میدهد

+[ تاريخ سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

بانو
خوشحال باش
من برای با تو بودن هیچ گاه ویاگرا مصرف نخواهم کرد

+[ تاريخ سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

هر شب میان برف های نشسته توی تراس می نشست . لخت . پاهایش را روبروی پنچره ی مقابل باز می کرد . برف رو تنش می نشست و ارام اب می شد . ابراهه هایی میان سینه هایش . پاهایش . زنی پنچره ی روبرویی را باز می کرد . سیگاری اتش می زد و بازی با اولین پک زن شروع می شد . نفس های زن در تراس تبدیل به بخار های شیری رنگ به مقصد می شد . هر پک یک اه به ارمغان می اورد . تا اخرین پک و ارگاسم زن روی برف ها و ابراهه های تنش . زن در پنچره روبرویی سیگارش را خاموش می کرد و بازی تمام می شد .
+[ تاريخ سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

" من شوهر تمام لیمو شیرین های جهانم "

نگران لیمو شیرین های توی یخچال بود . می گفت لیمو شبرین ها شب ها گریه می کنند از دوری شوهر هایشان . شوهرهایشان همان پرتغال/پرتقال هایی بود که دیگر نبودند . نگران بود . قرار شد خودش شوهر تمام لیمو شیرین های جهان شود .

+[ تاريخ سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

این کابوس ها پایانی ندارد . بیا دست در خشتک هایمان ببریم و الت های سر خورده یمان را ارام نوازش کنیم تا به یک رویای کوتاه دست یابیم که پایان ش یک انزال زودرس است و یک خواب . خوابی که شاید در ان معشوقه ی مان را در تختخواب دیگری ببوسیم .

+[ تاريخ سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

فاحشه های شهر من غرق در چادر های سیاه و بوی گلاب روزها به زیارت گنبد های طلایی و فیروزه ای میروند . شب ها غرق در بوی پنکک و رژ لب های ارزان قیمت به زیارت خشتک های پایین کشیده شده یا نشده پا در اپارتمان های شهرک می گذارند و ان چنان اه می کشند که تمام مردان پایین پنچره را به زیر چادر تجارت خود بکشند .

+[ تاريخ سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()

شخصی با استفاده از اسم ، ادرس میل و وبلاگ من در وبلاگ های دیگر نظر میده . کامنت هایی که توی اون فحاشی شده یا دست به تمسخر افراد زده کار من نیست . از این به بعد در وبلاگ های دوستان با نام مستعار دیگری کامنت میزارم و کامنت ها با نام و ادرس وبلاگ من جعلی است ! ممنون از همتون !

+[ تاريخ یکشنبه ۱ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ نويسنده ف ر و غ نظرات ()