انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

از این پله ها که بالا بروم دیگر نمی توانی در اغوشم بگیری . دست تو نیست . قدت کوتاه می شود . قد من بلند . فلسفه ی عجیبی دارد بلندی این چوبه های دار . از ان بالا همه چیز زیبا تر است . اما تو قدت نمی رسد ببینی . امدم پایین برایت تعریف میکنم . وای ... اگر قدت میرسید ...

+[ تاريخ دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()