انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

باید کت را از جارخت قدیمی برداشت

نیم بوت ها را پوشید

و راه تلخ ترین کافه ی جهان را در پیش گرفت !

زیر نگاه های عابران متعصب

سوت زد

و

سیگاری آتش کرد !

+[ تاريخ شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()