انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

نبودی . ان چیزی که می گفتی نبودی . زیادی بزرگ نشان دادی خودت را در برابر چشم های کوچکم . نبودی همه ی انچه را که برایم مو به مو تعریف کردی و مو به مو نشان دادی . نبودی . حتی همان روز های اول . بام تهران را یادت هست ؟ انجا هم خودت نبودی . یا ... زیاد بود جاهایی که خودت و نبودی من سکوت کردم در مقابل مترسک پوشالی ات . سکوت کردم به احترام همه ی خوبی هایت . تو اما نه . سکوت پیشه ات نبود . اهل حرف بودی . اهل بیان . حتی بیان ریز ترین مسایل خانوادگی ام . من نبودم . من سکوت بودم و سرتا پا گوش برای حرف هایت . اما به دید تو بد بود . بدتر از تعریف های دوستانت . از دید تو معتاد بودم . با انکه شبانه روز با من زیر یک سقف زندگی کردی . با من خوابیدی و با من بر خاستی . از تک ثانیه های زندگی م با خبر بودی . در بدترین شرایط ت بودم . در بدترین شرایطم بودی اما با منت و جار زدن برای ادم های مجازی که شاید تا ابد برایت مجازی باقی بمانند . دلم پر است از تو بانو . اما ... بی خیال . به قول تو من زیادی حق به جانب م . ادمی که پر ز مشکل است و خودش را بی مشکل می بیند . مهم این ها نیست . مهم این است که جانت را به سلامت از مهلکه ی من بیرون کشیدی . فقط ازمایش HIV ات را فراموش نکن . گویا دست هایی که می گفتی نجیب است در خیالت زیاد نجیب نبوده که دوستانت این گونه در موردم فکر کردند . تا امشب نگذاشتم کسی در موردت فکر کند . اما دیگر باکی نیست . هر چه می خواهد بشود . شما هم هر چه می خواهید در مورد من فکر کنید . برداشت ازاد !

 

+ اهنگ اوار فرهاد مهرداد برایت

http://www.iransong.com/g.htm?id=7968

+ باشد که شاد باشی

+[ تاريخ دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()