انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

تو مرد می خواهی برای ادامه ی زیستن . برای درمان درد هایت . برای نشاندن لبخند روی لب هایت . تو مرد می خواهی برای رسیدن به ارزوهایت . رسیدن به فرزند های نداشته ات . مردی می خواهی برای نان روزت . تو مرد می خواهی برای ارگاسم های احتمالی ات . برای معاشقه های پنهانی ات . تو مرد می خواهی که سر بگذارد روی زانو هایت و تو برایش عاشقانه های اخوان بخوانی . مرد می خواهی تا سر بگذاری روی سینه اش و برایت فروغ بخواند . مرد می خواهی که دست در دست ، شانه به شانه نظاره گر کنسرت شهرام ناظری باشی . با تو زمزمه کند ترانه هایش را . تو مرد می خواهی که برایت حافظ بخواند . پای ظرف شویی وقتی دست هایت تا ساق در اب و کف است برایت شاملو بخواند . برایت از پناهی حرف بزند . ارشیو کاست های شجریان داشته باشد . با تو روی مبل خانه ات فیلم های فلسفی فرانسوی ببیند . اهنگ های مورد علاقه ات را از بر باشد . شجریان گوش کند . با سکوت هایت درگیر نباشد . از روند زود گذر سنت نترسد وقتی هراس داری تو را در اغوش امنش پنهان کند . تو برایش مرد من سمین غانم بخوانی و ... زیاد است . اما مهم این است که تو مرد میخواهی نه زنی را که مردانه دوستت دارد اما با ظرافت زنانه درکت می کند . تو مرد می خواهی . جنس مهم است نه کیفیت ش .

+[ تاريخ دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()