انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

چند روز پیش تولدش بود . پنچاه سال ش می شد . پنچاه سال . مثل یک شراب پنچاه ساله که هر چه بیشتر بماند تو را کرخت تر و مست تر می کند . چند شب پیش پنچاه سالش شد اما هنوز سر عقل نیامده بود . هنوز هم مرا انکار می کرد . حتی دیگر جواب اس ام اس هایم را نمیدهد . چند شب پیش پنچاه سالش شد . من تا چند سالگی اش را می توان ببینم و تا او تا کی می تواند مرا انکار کند ؟

+[ تاريخ سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳٩٢ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()