انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

تو این شهر هیچ چهار راهی نبود که از پشت چراغ قرمز هایش . از دست دخترکان دست فروش برایت چندین شاخه نرگس بگیرم و در ماشین نداشته ام رو به صندلی شاگرد نداشته ام در دستان نداشته ات شاخه های نرگس را بگذارم . تو بگویی نرگس ها را دوست دارم و من بگویم نرگس را دوست دارم .

+[ تاريخ پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٢ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()