انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

فاحشه های شهر من غرق در چادر های سیاه و بوی گلاب روزها به زیارت گنبد های طلایی و فیروزه ای میروند . شب ها غرق در بوی پنکک و رژ لب های ارزان قیمت به زیارت خشتک های پایین کشیده شده یا نشده پا در اپارتمان های شهرک می گذارند و ان چنان اه می کشند که تمام مردان پایین پنچره را به زیر چادر تجارت خود بکشند .

+[ تاريخ سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()