انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

هر شب بعد اذان کسی از لابه لای پرده های به هم ریخته مرا نگاه می کند . دست روی دستگیره می گذارد . می چرخاندش . در را باز می کند . می رود . و من می مانم بوی گس باران و هجوم باد ها .

+[ تاريخ شنبه ٩ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()