انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

حساب و کتاب چند روز پاکی ام از دستم در رفته. فکر کنم اخرین بار شب قبل از پروازم بود که پرواز کردم لابه لای موهایت و صبح از درد خماری با صدای بال بال زدن کفتر ها بیدار شدم و ناشتا سیگار دود کردم و راه افتادم سمت نیستی عجیبی که شبیه بچه گی هایم بود. حساب کتاب چند روز پاکی ام از دستم در رفته.رفته... 

+[ تاريخ چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()