انگار پیش از عمر خویش زیسته ام . انچنان که مرگ را چون لباسی شایسته ی تن خویش می بینم .( کاف )

بوی خاک نم دار

درام منظم باران روی شیشه

بطری های خالی مشروب

سیگار های تا ته کشیده

اتاق تاریک

و این اهنگ لعنتی ...

پیرم کرد رویای هر شبت ...

 ....

+ چه جانِ سگی دارد

شعر

وقتی , تمامِ نبودنَت را

درد می کشد ...

افشین صالحی

 

+[ تاريخ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ نويسنده فروغ طا نظرات ()