203

گندم زار هایم را درو کرد
دست های ان پیرزن ارمنی
که قیچی را میان موهای تو تاب میداد

/ 3 نظر / 14 بازدید
احسان عزتی

اسب ام را درو کردند/دست هایت را درو کردند/پاهایت را درو کردند/سرهای آنها را درو کردند/آلت هایشان را درو کردند/چنگ چنگ چنگ می زنم به پوست نازکت/میان زمین و هوا معلق/در آفتاب کسل اول پاییز

absolution

آخر الان که فصلش نیست لعنتی...

sanam

piiiirezan gheychiiii[عصبانی]